حجامت کردن!!!
سلام دختر نازم از موقعی که به دنیا اومدی بابا گیر داده بود که ببریمت حجامت ولی من هر بار مانع میشدم. تا الان که دیگه تصمیمش جدی شده بود روز پنجشنبه اول خرداد شما رو برد حجامت. ولی من نبودم وقتی برگشتی خیلی خوشحال بودی وگفتی مامانی پشتم اوف شده!!! ولی بعدش بابا تعریف کرد که موقع حجامت خیلی گریه کردی . بمیرم الهی عزیزم اشکاتو نبینم. امیدوارم با این کار بدنت مقاوم تر بشه و اینقدر زود به زود مریض نشی. همش به پهلو می خوابی و موقع تعویض پوشک خیلی اذیتم می کنی. همش لباستو میزنی با...









